حائل

-میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست-

حائل

-میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست-

کلمات کلیدی
بایگانی
آخرین مطالب

این چند روز دست و دلم به هیچ کاری نمی‌رود. دقیقا مثل روزهای جنگ شده‌ام. من معمولا خوابم در طول روز زیاد نیست. مثلا اگر ظهر استراحتی بکنم، شب به راحتی خوابم نمی‌برد. اما روزهایی که حالم خوب نیست، ساعت‌ها می‌توانم بخوابم. انگار اضطرابم به شکل خواب بروز می‌کند.

فردا اینوری‌ها ساعت 2 فراخوان داده‌اند. آنوری‌ها هم ساعت 3. راستش من هیچ‌وقت نه اینوری بوده‌ام نه آنوری. در هیچ‌کدامشان جا نمی‌شوم. از سیاست‌های اینوری‌ها به شدت خسته‌ام. از تنش طولانی‌شان با دنیا و آمریکا. از انتخابات‌های بسته و فرمایشی. از وجود نداشتن دموکراسی. از اینکه آن آقا سالهاست خودش را نسبت به هیچ رسانه‌ای پاسخگو نمی‌داند. نسبت به هیچ انسانی حتی. از اینکه سالهاست با سیاست‌هایش اجازه نفس کشیدن به کشور را نداده. از ساختارهای غلط سیاسی و اجتماعی‌شان خسته و بیزارم. از اینکه سر موضوع بی‌اهمیتی مثل حجاب اینهمه هزینه دادیم بیزارم. از اینکه آن آدم صدساله رئیس شورای نگهبان است بیزارم. از صداوسیمایی که بیشتر از همیشه یک‌طرفه و جناحی شده بیزارم. از فیلترینگ بیزارم. از سیاست‌های غلط ارز رانتی و انرژی رانتی بیزارم.

با خودم که فکر می‌کنم دل خوشی هم از آنطرفی‌ها ندارم. با آمدن پهلوی چه چیزی قرار است درست شود؟ با حمله آمریکا چه چیزی درست می‌شود؟ ما هم می‌شویم مثل لیبی و عراق و افغانستان و دیگر کشورهایی که حمله کردند اما توسعه نیافتند. با آنها هم نمی‌توانم همراه شوم. 

401 هم همینطور بودم. برایم مثل روز روشن بود که حجاب اجباری سیاستی غلط و شکست‌خورده است. یک بار یکی از دوستانم اینطور گفت: «مسیر نابودی اسرائیل از برداشتن حجاب اجباری می‌گذرد.» بی‌نهایت با او موافق بودم. از طرف دیگر دلم نمی‌آمد برای این موضوع بروم توی خیابان و شعار بدهم. مثل همین الان در برزخ مانده بودم. آن روزها گذشت به هرحال. نمی‌دانم این روزها هم خواهد گذشت یا نه. نمی‌دانم پایان این روزها چه خواهد بود؟ آیا او خواهد ماند و سیاست‌های لجبازانه همیشگی‌اش را ادامه خواهد داد؟ یا خواهد رفت و ما به سرنوشتی مثل لیبی و سوریه امروز محکوم خواهیم بود؟

امروز داشتم تصور می‌کردم که مثل اردوغان که آن سال گفت: «صدای اعتراض شما مردم را شنیدم»، او هم بیاید و همین را بگوید. بگوید که صدایمان را شنیده. بگوید که قصد دارد لجبازی‌اش با دنیا را کنار بگذارد. بگوید که دست از اجبار کردن برداشته. اجبار کردن حجاب و دین به آدم‌ها. بگوید که انتخابات‌هایمان از امروز آزاد خواهد بود. بگوید که آن پیرمرد صدساله ناتوان را از شورای نگهبان بیرون خواهد کرد. بگوید که صداوسیمایمان از امروز آزاد خواهد بود تا هرکسی که خواست بتواند صدایش را به مردم برساند. بگوید که خودش از این به بعد به مردم پاسخگوست. نسبت به سیاست‌هایش پاسخگوست. بگوید که از این بعد هرچندماه یک بار نشست خبری خواهد داشت. می‌دانم که او هیچ‌کدام از این کارها را نخواهد کرد... او به سیاست‌های همیشگی‌اش ادامه خواهد داد تا شرایط حتی بدتر از امروز شود. تا معترضان عصبانی‌تر شوند. تا اموال مردم بیشتر تخریب شود. تا آدم‌های بیشتری کشته شوند...

اینها را نوشتم که ذهنم مرتب شود تا تصمیم بگیرم فردا چکار کنم. آن فراخوان ساعت 2 را بروم یا نه. الان نظرم این است که چه اینها بمانند و چه بروند و آنها بیایند، شرایط بهتر نخواهد شد. شاید اگر اینها بمانند، چند روزی شرایط بهتر باشد و بتوانیم به زندگی‌مان برسیم. نمی‌دانم. شاید فردا رفتم. نه به این دلیل که او را دوست دارم، نه به این دلیل که از سیاست‌های غلطش حمایت می‌کنم، فقط به این دلیل که او از بین «بد» و «بدتر»، «بد» است. برای اینکه بین شرایط فعلی ایران و سوریه، ایران را ترجیح می‌دهم!

  • ۰۴/۱۰/۲۲
  • mosafer ‌‌‌‌‌

نظرات (۶)

سلام :)

بعد مدت‌ها کامنت ها باز شد الحمدالله 

تا دوباره نبستینش یه سوال بپرسم 

آمریکا با ما دشمنه یا ما با امریکا؟ 

پاسخ:
سلام. بعد مدت‌ها یه چیزی نوشتم :)
دشمنیمون دو طرفه ست. موضوعی که هست اینه که این دشمنی رو در موقعیت هایی می شده مدیریت کرد. مثلن موقعیت برجام یا قبل ترش موقعیت هایی بوده. اما اینکارو نکردیم و تنش رسیده به نقطه ای که الان هست و عملن مدیریتش غیرممکن شده.
  • محمدحسین قربانی
  • حرفهایت قابل درک بود. سه سناریو وجود داره. سرکوب قاطعانه، انقلاب، امتیاز دادن دولت به مردم و شاید اصلاح تدریجی. مسیر سوم به نظر میرسد بهترین باشد اما اگر امتیاز بدردبخور باشد. مثلا در اعتراض قبلی امتیاز دولت به مردم حجاب بود که درست است برای برخی ارزشمند بود اما چیزی نبود که شرایط را تغییر دهد.

    پاسخ:
    بله مسیر سوم، مسیر خوبیه. البته الان نمی دونم مشخصن چه امتیازی می تونه داده بشه. 
    حجاب هم در نوبه خودش موضوع مهمی بود البته. بخشی از چالش های جامعه رو حل کرد واقعن

    سلام بر شما دوست بسیار گرامی. خواستم تشکر کنم که اینقدر زیبا نوشتی و بگویم که من هم دقیقاً همین اندیشه‌ها را دارم. سالهای سال است که با خودم در کشمکش اینوری و آنوری بودن هستم. آخرین تفکراتی که در سرم می‌گذرد این است که با این اوپوزوسیون فشل و بعضاً خونخوار، بهترین کار «پذیرش» است. باید تقدیر تاریخی و جغرافیای خود را که عبارت است از این حکومت، بپذیریم. شاید فردای بهتر در پس این پذیرش و همبستگی همگانی در کنار آن پذیرش باشد. منظورم هرگز اصلاحات از نوع اصلاح طلبی نیست. منظورم قیامی فرد فرد برای بهبود زندگی است. مقصودم ورود نخبگان به بدنه دولت و نظام سیاسی با پذیرش آن است. می‌دانم خیلی‌ها خوششان نمی‌آید از این واقعیت که با این روش تا نیم قرن دیگر، احتمالاً آن سعادت مدنظر انسان مدرن در این سرزمین دیده نخواهد شد، ولی واقعیت مکمل آن، این است که هیچ راه دیگری هم وجود ندارد و پذیرش یگانه چارۀ باقی مانده برای ما اکثریت مردم است که نه اینوری هستیم و نه آنوری.

    پاسخ:
    سلام. بله نظر من هم دقیقن همین چیزیه که نوشتید. مسیر اصلاح تدریجی و زمانبره. شاید به عمر ما (حداقل عمر کاریمون!) هم قد نده. ولی راه دیگه ای هم وجود نداره ظاهرن.

    وقتی خودت را نه اینوری می‌بینی و نه اونوری بهتره برای هیچ طرف کاری نکنی! وقتی ته نوشته به این نتیجه میرسی که اینها بمانند، پس طرفدارشان هستی. طرفدار کسانی که خون‌های بسیاری ریختند. 

    پاسخ:
    اگه تو دنیای واقعی آشنا بودیم، احتمالن هیچ وقت نمی گفتی من طرفدار اینام... به نظرم این شلوغیا اگه متوقف نشه، منجر می شه به یه حمله خارجی. با حمله خارجی هم هیچ کشوری تو منطقه ما درست نشده تا الان. 

    سلام

    واقعا دوران عجیبیه، نمیدونیم از اینکه این اتفاق‌ها رخ داده خوشحال باشیم یا ناراحت. الان توی شاهین شهر اصفهان که من هستم، هیچ بانکی دیگه وجود نداره، ساختمان اصلی شهر از بین رفته، سینمای نصفه و نیمه‌اش نابود شده، شهرداری ساختمونش ریختته، یک ساختمان نگارستان داریم که از پایین تا بالا آتیش گرفته و اینطور که شنیدم یک عالمه از مردم عادی و پلیس و بسیج و ... زخمی و کشته شدن. از هر طرف که حساب کنیم، وضعیت داغونه و کشور داره به سمت قهقهرا میره و همه داریم آسیب می‌بینیم و دقیقا مشکل هم همون آدمیه که به هیچ بشری خودش رو پاسخگو نمیدونه و فکر میکنم اگه کلا حرف نمی‌زد این چند روز، شاید اصلا زودتر جمع می‌شد و مردم رها میکردن.

    الان چیزی که داریم می‌بینیم اینه که وضعیت به بدترین شکل ممکن داره خشن میشه و هیچ خیری برای هیچ‌طرفی وجود نداره.

    پاسخ:
    سلام. چقدر بد. حجم تخریب حداقل تو محله ای از تهران که ما هستیم خیلی زیاد نیست. امشبم برخلاف پنج شنبه و جمعه دیگه خبری نیست ظاهرن...
  • William Coleridge
  • به این میگن تفکر. 

    نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد.

    پاسخ:
    ممنونم. لطف دارین :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی