حائل

-میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست-

حائل

-میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست-

کلمات کلیدی
بایگانی
آخرین مطالب

مضیقه طریق.

خدای قشنگم... هربار "ما اضیق الطرق علی من لم تکن دلیله" را می‌خوانم، یا هربار به صراط الذینِ نماز که می‌رسم و تمام ده روز محرم و بعد از ظهرهای نیمه شعبان به این فکر می‌کنم که من در کدام دسته قرار می‌گیرم. از آنها که راهشان تنگ است یا آنها که راهنمایشان هستی؟ نمی‌دانم... هیچگاه به جواب خاصی نمی‌رسم. اما تو را به صدای باران بر شیشه ماشین، من را هیچ‌وقت از آنها که ندانسته -با حرف‌ها و رفتارهایشان- باعث شدند دنیا مهدی‌ات را کمتر دوست داشته باشد، قرار نده. ممنونم...

  • mosafer ‌‌‌‌‌

یک روز...

دوسه تا پرنده توی کتابخانه که رویشان نوشته "یک روز می‌افتد آن اتفاق خوب" و هزار پروانه بی‌قرار در دل من که روی بال‌هایشان نوشته "انگور می‌شود با چشم تو شراب" منتظرند، نمی‌آیی؟ 

پ.ن: بیا، عاشق‌ترم می‌شم...

پ.ن: وقتی می‌آی صدای پات...

پ.ن: بیا فردا یه کم دیره...

پ.ن: به هرحال من از تعداد زیادی رمان توی کتابخانه‌ام نگذشته ام که سال کنکور "سلامت و بهداشت" بخوانم، بنابراین...

  • mosafer ‌‌‌‌‌

پرتوان...

هم‌ارزی پرتوان بیان می‌کند که در محاسبه حد کسر در بی‌نهایت، به شرط صفر نشدن حاصل،  می‌توان تنها جمله‌ای با بزرگترین توان در صورت و مخرج را در نظر گرفت... شاید من هم باید به جای این جملات با توان‌های خیلی کوچک، تنها او با بزرگترین توان را در محاسبه زندگی‌ام در نظر بگیرم. با این هم‌ارزی آرام‌تر می‌شوم...

  • mosafer ‌‌‌‌‌

چه می‌کنیم؟

دیشب یکی از اقوام داشت به طرز غریبی پسرش را دعوا می‌کرد. پسرک عمیق گریه می‌کرد... به خدا گفتم: بچه من فقط جلوی تو باید اینگونه گریه کند، اگر قرار است جلوی من اینطور گریه کند، مثل خیلی چیزهای دیگر که می‌خواستم و اجازه ندادی، اجازه نده هیچگاه فرزندی داشته باشم... بماند به یادگار تا بعدها یادم نرود چطور باید رفتار کنم.

پ.ن: از تمام علی با آن شخصیت و لطافت و زیبایی، رسیده اید به مقدار و چگونگی غذا خوردنش؟ وای بر ما و شما به خاطر ظلمی که به او می‌کنیم...

  • mosafer ‌‌‌‌‌

دسته چهارم.

دو روایت از امروز.

۱. گفتم می‌شه بیای غر بزنم؟ و اومد... :)

۲.

-استاد می‌خوام حقوق بخونم. واسه حقوق هم باید کنکور انسانی بدم.

-"القضات اربعه، ثلاثه فی النار، واحد فی الجنه". اگه مطمئنی از اون یه دسته ای، برو.

-...

-پول وکالت و قضاوت خوردن نداره... حقوق اسم داره اما روح تشنه تو رو سیر نمی‌کنه.

(اگر روزی دوست وکیل یا قاضی‌ای از اینجا عبور کرد، عذرخواهم. اما به هرحال اینجا بازتاب‌کننده نظرات شخصی من است...)

 

  • mosafer ‌‌‌‌‌

جامعه ما...

از اینکه جامعه دو دسته شده است، بعضی‌ها یکی دو روز قبل برای شهادت پست و استوری بگذارند و بعضی یکی دو روز بعد برای هواپیما، و آدم مشترکی هم بینشان پیدا نمی‌شود، حالم به هم می‌خورد.

  • mosafer ‌‌‌‌‌

من، پسرک کلاس هفتمی آن یک بار که کربلا رفته بودم، چیز زیادی نمی‌فهمیدم. احساسی به مسجد کوفه نداشتم. ارتباطی با ایوان نجف نمی‌گرفتم و حتی وقتی از آن پنجره کوچک به قتلگاه نگاه کردم، گریه‌ام نگرفت. ولی فقط یک جا، در خانه امیرالمومنین توی کوفه، کنار چاه‌هایی که از زمان حضرت مانده بود، واقعن مردم و زنده شدم...

پ.ن: امشب به این فکر کردم که شب‌ها کنار هم نماز شب می‌خواندند؟ چه صحنه قشنگی... و ما چه حقیریم در رابطه‌ها.

پ.ن: گاهی بچه‌هاند که بابا را آرام می‌کنند، بابا...

  • mosafer ‌‌‌‌‌

امروز که رفتم سوال‌های جمع‌بندی نیم‌سال ۹۹ آزمون‌های مختلف را پرینت بگیرم، چندبار تاکید کردم پشت و رو و سیاه و سفید باشد. در کمال ناباوری یک‌رو گرفت و گفت نگفتین دو رو باشه! می‌دانم نباید کوتاه می‌آمدم اما فقط در دلم گفتم ویل للمطففین، حساب کردم و از مغازه خارج شدم.

  • mosafer ‌‌‌‌‌

این روزها باورم به همه چیز از بین رفته. بعد از آنکه به نهایت آرزوهای کلاس دهمم رسیدم و فهمیدم هییییچی نبود، نسبت به تک تک آرزوهای دیگه‌م هم همین احساسو پیدا کرده‌م. اگر رسیدم و فهمیدم که عه! اینکه هیچی نبود! اینکه چقدر مسخره ست. اونوقت چی...

  • mosafer ‌‌‌‌‌

که هررررچه...

تو،

آسمانی و،

من،

تک درخت کهسارم،

که هرچه،

می‌نگرم،

صبح تا به شام،

تویی...

  • mosafer ‌‌‌‌‌